@kateban
جهت ارائه پیشنهاد یا انتقاد یا نظرات شخصی با ادمین ارتباط برقرار کنید: Admin: @Amirbaesi
735 members. 20 publications at this channel.
محرم ۱۳۱۰ ه ق به روایت یحیی دولت
🔸محرم ۱۳۱۰ ه.ق. به روایت یحیی دولت آبادی
🔹فاطمه قاضیها

...محرم یکهزار و سیصد و ده در می رسد مردم به عادت دیرین به عزاداری می پردازند ،اجتماعات و مراودات افزایش می یابد.
اسباب انتشار مرض از هر طرف مهیا می شود، از روز دوم محرم ، بیماری و با طغيان کرده ، هنوز به دهم محرم نرسیده، روزانه صد ها نفر را به هلاکت می رساند. در خانه ما علاوه بر اینکه مجلس روضه خوانی عمومی هست بواسطه مرجعیت تام پدرم، این خانه محل توجه گشته، برای تحصیل دعا و آنچه وظیفه روحانیت است ،نسبت به زندگان و مردگان از هر قبیل مردم غالباً آمد و شد می شود و پدرم با قوت قلبی که کمتر از کسی دیده شده، ادای وظیفه می نماید .
ماه به نیمه می رسد «وبا» روز بروز بر طغیان خود می افزاید، اضطراب مردم به حد كمال، هر کی بیشتر می ترسد زودتر می میرد .
شماره مردگان در شهر طهران به روزی هزار و پانصد نفر می رسد.اموات را در تابوت و تابوت را بر پشت الاغ به قبرستان می برند و هیچ گونه تشریفات برای هیچ مرده ای از هر خانواده باشد بجا آورده نمی شود.
با این سادگی و آسانی باز یکروز و دو روز جنازه های عزیزان در برابر پدران و مادران و ارحام و اقارب بر زمین است و وسایل کفن و دفن آنها فراهم نمی شود.
در اواخر محرم۱۳۱۰ ه.ق از خانه ما، نگارنده ويك جاریه جوان(کنیز کوچک) در یک روز گرفتار «وبا» می شویم ،به فاصله چند ساعت جاریه در می گذرد، شدت مرض من به آخر درجه رسیده ،علامتهای مرگ نمودارشده، پرستاران دست از زندگانی من می شویند، اما مرا هوش و حواس بجاست. مایوسی پدر و مادر و دیگران را احساس می کنم ،یک وقت بخاطر می آورم که اگر از این بلا نجات یافتم، خیالات مختلف را در زندگانی آینده خویش یکی نموده، صدق و صفا را شیوه خود ساخته، بر حقیقت و راستی تکیه داده، قسمت عمده از زندگانی را صرف خدمت هم نوع نمایم و با بدان آمیزش نکنم. این خیالات چند دقیقه حواس مراکه مصروف جان سپردن است ،از محل توجه خویش بازگردانیده به عالم زندگانی متوجه می سازد.
یک وقت احساس قوتی در خود نموده،به هوش طبیعی بازگشت نموده ،به صورت پرستاران که اشک از چشم آنها می بارد نظر امید بخشی می نمایم .
آثار بشاشت از صورت ها نمودار شده، بر بسترم گرد آمده، مرا می خوانند
، من هم حرکت لبهای آنها را می بینم اما صدای ایشان را نمی شنوم.پس از چند روز کم کم مزاجم رو به بهبود نهاده در آن حال گاهی به اندیشه بلای از خود گذشته فرو رفته در عالم قلب از ناتمام ماندن راهی که بالاخره ناچار به پیمودن آن هستم خود را خوشحال نمی بینم.علی الخصوص که پس از چندی پی در پی از در گذشتن دوستان و رفیقان جانی خبردار می شدم که از جمله آنهاست دوست عزیزم حبيب طیب که در گورستان اوین مدفون می گردد و در خاتمه تاریخ مرگش می گویم: شادمان رفت بمنزلگه محبوب حبيب.
بعد از این حادثه ،خیالات متفرقه من تمرکز یافته، هواهای بلندی را که در سر داشته دور نموده ،به خود می آیم و با عزم جزم مصمم می شوم به عهد و پیمانی که در حال احتضار نموده ام،وفا نمایم.و در این راه آنچه بتوانم انجام و در هیچ حال رعایت چهار اصلی را که برای زندگانی خود قرار داده ام از دست ندهم .که راستی و تکیه به آن ، خدمت به همنوع و نيامیختن با بد هنجاران بوده باشد.
ر.ک یحیی دولت آبادی، حیات یحیی،تهران ،۱۳۶۲، انتشارات عطار،ج۱ ، صص ۱۱۶ و ۱۱۷


https://ghaziha.kateban.com/post/4828

@Kateban
مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه علیهم السلام
🔸مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه علیهم السلام: واقعیت یا جعل؟
🔹مرتضی کریمی‌نیا

نشانه‌هایی در دست است که از حدود قرن چهارم هجری، کتابت و دستخط برخی از نسخه‌های قرآنی به خط کوفی را به امام علی علیه السلام یا دیگر صحابه، چون خلیفۀ سوم، عثمان بن عفان نسبت داده‌اند. از سوی دیگر جستجو در مجموعه‌های خصوصی، موزه‌ها و کتابخانه‌های ایران و جهان نشان می‌دهد اکنون قریب به ۲۰۰ نسخۀ کامل یا ناقص قرآن منتسب به دستخط امام علی علیه السلام یا یکی دیگر از امامان شیعه وجود دارد. مقالۀ حاضر دو دسته دلیل یا مدرک تاریخی بر غیرواقعی بودن این انتساب‌ها ارائه می‌دهد. نخست بر اساس متون تاریخی قدیم می‌کوشد نشان دهد که کهن‌ترین اسناد مکتوب تاریخی برجا مانده از سه قرن نخست همگی فاقد چنین نسبت‌هایی‌اند. به علاوه، ذکر نام کاتب در انتها یا میانۀ یک نسخۀ قرآن امری غیر رایج در سه قرن نخست است؛ لذا وجود ترقیمه یا انجامۀ کاتب در انتهای بخشی از قرآن، و انتساب آن قرآن به یکی از امامان شیعه در قرن نخست، مستلزم زمان پریشی تاریخی (anachronism) است. دومین دسته از دلایل و شواهد بر جعلی بودن این انتساب‌ها، به جوانب نسخه‌شناختی این مصاحف منسوب به امامان شیعه بازمی‌گردد. در این بخش نویسنده، نشان می‌دهد که برخی ویژگی‌های موجود در خود این نسخه‌ها، از جمله نوع خط (مثلاً به‌کارگیری خط کوفی مشرقی)، جنس مصحف (مثلاً استفاده از کاغذ)، محتوای قرآنی (مثلاً استفاده از قرائات مختلف رسمی و شاذ)، وجود اشتباهات و سهو کاتب (که به اعتقاد شیعه، از جانب امام روی نمی‌دهد)، و نیز نشانه‌های واضحی از جعل امضا به خط کوفی، به روشنی ما را قانع می‌کنند که کتابت این مصاحف به دست امامان شیعه را نادرست و غیرواقعی بدانیم.

برای دریافت فایل کامل مقاله کلیک کنید

انتشار یافته در آینۀ پژوهش، سال ۳۲، ش ۱۸۸، خرداد و تیر ۱۴۰۰


https://kariminia.kateban.com/post/4827

@Kateban
اشاره ای به مولانا در یک متن عربی
🔸اشاره‌ای به مولانا در یک متن عربی متقدّم
🔹احمد خامه‌یار

تراجم‌نگاری‌ها و دیگر متون تاریخی نگاشته شده در قلمرو پادشاهی مملوک، منابعی مهم اما گاه کمتر مورد توجه قرار گرفته در زمینه ایران‌شناسی به شمار می‌آیند. با جست‌وجویی در این متون می‌توان با حجم بالایی از شرح‌حال رجال و دانشمندان ایرانی و فارسی زبان ساکن مصر و شام و دیگر حوزه‌های جغرافیایی مواجه شد که آگاهی‌های سودمند و درجه اول و گاه حتی منحصر به‌فردی درباره آنان به دست می‌دهد.
مولانا جلال‌الدین رومی (د. 672ق) از مشهورترین شخصیت‌های فارسی زبان است که بیشتر سال‌های زندگی خود را در روم (آناتولی) سپری کرده و سفرهای چندی نیز به حلب و دمشق داشته است. با این حال بسیار جای شگفتی دارد که برخلاف بسیاری از دیگر رجال ایرانی و خراسانی که شاید اهمیت کمتری از وی داشته‌اند، شرح حالش در منابع تراجم‌نگاری جامع و پرحجمی که در طول دو سده هفتم و هشتم در حوزه جغرافیایی شام پدید آمده، بازتاب چندانی نیافته است.
این مسئله را شاید بتوان چنین توجیه کرد که دوری شهر قونیه از مواطن مورخان عرب (به ویژه دمشق و قاهره) مانع از آشنایی آنها با مولوی بوده است؛ و برخلاف دیگر اقران معاصر وی همچون صدرالدین قونوی (د. 673ق) و قطب‌الدین شیرازی (د. 710ق)، آثار مهمی نیز به عربی نداشته است تا به واسطه این آثار شهرت یابد. توجیه دیگر نیز، چنانکه برخی پژوهشگران ترک ادعا کرده‌اند، این است که مولانا در زمان خود، از شهرت کمی برخوردار بوده و در واقع بعدها به برکت کتاب مثنوی و سروده‌های فارسی‌اش، جایگاه امروزین خود را یافته است.
از نخستین منابع تراجم‌نگاری عربی حاوی شرح حال مبسوطی از مولانا، کتاب الجواهر المُضیّة فی طبقات الحنفیّة اثر محیی‌الدین عبدالقادر بن محمّد قُرَشی (د. 775هـ) است 1 که حدود یکصدسال پس از مولوی از دنیا رفته. شرح حال مولانا در این اثر، منبع مهمی برای نویسندگان بعدی و واسطه آشنایی شماری از تراجم‌نگاران حوزه مصر و شام با وی بوده و در تحقیقات جدید نیز مورد استناد پژوهشگران قرار گرفته است.


https://ganjineh.kateban.com/post/4826

@Kateban
اصطلاح معنی در کلام اسلامی معنا اثبات نقد
🔸اصطلاح «معنیٰ» در کلام اسلامی
(معنا، اثبات، نقد)
🔹حمید عطائی نظری

چکیده
اصطلاح «مَعنیٰ» یکی از اصطلاحات فنّی بسیار مهمّ و کلیدی در کلام قدیم اسلامی به‌شمار می‌آید که در مسائل و مباحث مختلف کلامی فراوان به‌کار رفته است. به‌رغم اهمّیّت و کاربرد وافر این اصطلاح در دانش کلام، معنا و مفهوم آن با ابهام و پوشیدگی بسیاری همراه بوده است و چیستی معنای حقیقی آن نزد متکلّمان متقدّم به پرسشی بحث‌برانگیز و مناقشه‌آمیز در تحقیقات کلامی معاصر بدل شده است. در پاسخ به این پرسش، تاکنون مقالات و جستارهای شایان توجّهی نشر یافته است و آراء و نظریّات گوناگونی در باب معنای اصطلاح «مَعنیٰ» پیش‌ نهاده شده. در نوشتار حاضر، ضمن مروری موجز بر پژوهش‌های پیشین در این مسئله، نِکاتی در خصوص مفهوم این اصطلاح ایراد می‌شود و سپس ادلّۀ باورمندان به نظریّۀ معانی و اشکالات ناقدان بر آن تبیین و بررسی می‌گردد.

دریافت متن متن کامل مقاله

https://ataeinazari.kateban.com/post/4825

@Kateban
پيش گفتار اندرو ريپين بر کتاب شناسی مطالعات
🔸پيش‌گفتار «اندرو ريپين» بر کتاب‌شناسی مطالعات قرآنی در زبان‌های اروپايی
🔹مرتضی کریمی‌نیا

کتاب‌شناسی يعنی «فهرستی از مجموعه نوشته‌های مرتبط با موضوعی خاص». اين تعريف درست است؛ اما کتاب‌شناسی امری بسيار فراتر از اين هم هست. کتاب‌شناسی کمک می‌کند تا شاخه‌ای از علوم را تعريف کنيم، تاريخ آن رشته علمی را مستند، و سرفصل‌های بحث، و محققان آن رشته را مشخص کنيم. از همين رو، به گونه‌ای روشن نشان می‌دهد که حوزه‌های مختلف علائق علمی چگونه پديد می‌آيند و به مرور زمان کم‌رنگ می‌شوند. ساکتان و غايبان عرصه هر کتاب‌شناسی هم خود به صد زبان به ما می‌گويند که کدام حوزه از تحقيقات همچنان غريب افتاده و نيازمند توجه بيشتر است.

کتاب‌شناسی حاضر از مطالعات قرآنی اطلاعات زيادی در باب رشته مورد بحث، و البته، در زبان‌های اروپايی در اختيار ما می‌نهد. در پيش‌گفتار کوتاه خود بر اين اثر، ذکر چند نکته را لازم می‌دانم. نخست آنکه محتوای اين کتاب‌شناسی به قدری گسترده است که هيچ‌کس به تنهايی نمی‌تواند خود را در تمام مدخل‌های آن خبره و آگاه بداند. اين امر هم نشان از پديده عمومی انفجار اطلاعات ــ و دسترسی به اين معلومات ــ در روزگار معاصر دارد و هم رشد حيرت‌انگيز توجهات و علائق به پژوهش‌های علمی درباب قرآن در دهه‌های اخير را حکايت می‌کند. تنوّع موضوعاتی که در اين کتاب‌شناسی گرد آمده نيز چشمگير است: موضوعات و مباحثی چون مصاحف و نسخه‌های کهن قرآنی، تفاسير قرآن و تفسيرپژوهی، مطالعات متنی يا متن‌پژوهی قرآنی، مطالعات موضوعی و محتوايی در مضامين قرآن، مطالعات تاريخی، جوانب مناسکی و شعائر قرآن و هلم جرّا. لذا به سهولت می‌توان سير پيدايش هريک از مباحث و موضوعات جزيی در مطالعات قرآنی را چنان دنبال کرد که به انسجام بيشتر موضوعات بيانجامد.

ناگفته نگذاريم نام مؤلفانی که تلاش علمی‌شان درباب مطالعات قرآنی در اين کتاب‌شناسی منعکس شده، خود از تنوع و گستره خاصی برخوردار است. با لحاظ اينکه اين آثار همگی در زبان‌های اروپايی‌اند، اين امر درخور توجه است که اين مؤلفان به تمام نقاط جغرافيايی در سراسر عالم و در دنيای آکادميک تعلق دارند. اگر تنها بر پايه همين نام‌ها بخواهيم قضاوت کنيم، دشوار می‌توان ادعا کرد که تحقيق در اين حوزه، ملک طلقِ فرهنگ خاص، يا از آنِ زبان، قوميت، جنس، دين يا مذهب خاصی باشد. اين خود از اموری چند حکايت می‌کند. نخست آنکه نشان می‌دهد قرآن کريم واقعاً به مرکز ادبيات جهانی ورود يافته و با روش‌ها، رهيافت‌ها و پيش‌فرض‌های مختلف مورد تحليل و بررسی قرار گرفته است.

https://kariminia.kateban.com/post/4824

@Kateban
یک رباعی تازه یاب فارسی از خواجه عبدالله
🔸یک رباعی تازه‌یاب فارسی از خواجه عبدالله انصاری
🔹مرتضی کریمی‌نیا

در شرح و توضیح آیۀ 71 سورۀ زخرف، خواجه عبدالله انصاری (در نسخۀ تفسیرش که هنوز منتشر نشده است)، دو بیت از شاعری عرب نقل می‌کند که تاکنون عینا آن را در جایی نیافته‌ام، اما بخشی از آن را به قیس بن الملوح یا همان مجنون بنی عامر نسبت داده‌اند. در ادامه، وی خود مضمون آن دو بیت را در قالب یک رباعی به فارسی می‌سراید: عبارات فارسی و عربی خواجه عبدالله در این بخش از تفسیر وی (بنا بر تصحیحی که انجام داده‌ام) چنین است:

«وَفِيهَا مَا تَشْتَهِي الْأَنْفُسُ»، هذَا مِنْ جَوَامِعِ الْقُرْآنِ، وَقُرِئَ بِزِيَادَةِ الْهَاءِ: ﴿تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ﴾؛و در آن بهشت هَرْج دلها بايد، وُ چشمها خوش آيد. تَقُولُ: لَذَّ يَلَذُّ فَهُوَ مَلْذُوذٌ وَلَذِيذٌ، قَالَ الشَّاعِرُ:

وَلَقَدْ هَمَمْتُ بِقَتْلِهَا مِنْ أَجْلِهَا
كَيْمَا تَكُونَ خَصِيْمَتِي فِي الْمَحْشَرِ
كَيْمَا يَطُولُ خِصَامُنا وَنِزَاعُنَا
فَتَلَذُّ عَيْنِي مِنْ لَذِيذِ الْمَنْظَرِ

بِكْشَمْتْ بدوستى و خونت بخَورم
در گردن خویش خون ناحق ببرم
تا روز مخاصَمت چون آیی ببرم
تو خون طلبی و من برویت نگرم

نکتۀ جالب توجه آنکه مضمون این شعر بعدها در میان رباعیات منسوب به مولانا (دیوان شمس، رباعی 1155) نیز آمده است:
از دوستیت خون جگر را بخورم
این مظلمه را تا به قیامت ببرم
فردا که قیامت آشکارا گردد
تو خون طلبی و من برویت نگرم


https://kariminia.kateban.com/post/4821

@Kateban
اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج
🔸اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم
🔹احمد خامه‌یار

چکیده: در تمدن اسلامی، سفرنامه‌ها از مهم‌ترین منابع مطالعه تاریخ حج و حرمین شریفین به شمار می‌آیند. از مهم‌ترین این سفرنامه‌ها، سفرنامه ناصر خسرو است که در عین حال کهن‌ترین و ارزشمندترین سفرنامه به زبان فارسی به شمار می‌آید. ناصر خسرو بخش قابل توجهی از سفرنامه خود را به توصیف تفصیلی وضعیت اجتماعی و عمرانی اماکن مقدس حرمین ـ به ویژه شهر مکه و مسجدالحرام ـ در سده پنجم هجری اختصاص داده است. در این نوشتار پس از شرح مختصری از سفرهای حج ناصر خسرو، آگاهی‌های مختلفی که سفرنامه وی درباره حج و حرمین به دست می‌دهد، در چند محور شامل توصیف شهر مکه و دیگر مناطق حجاز، توصیف معماری مسجدالحرام، آگاهی‌های نادر درباره اماکن مقدس، وضعیت و آداب حج‌گزاری، سختی‌های سفرهای حج و تاریخ سیاسی حجاز، استخراج و دسته‌بندی شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در نبودِ تواریخ محلی برای دو شهر مکه و مدینه در حدِفاصل سده‌های چهارم تا ششم، این سفرنامه منبعی دست اول برای مطالعه تاریخ حج و حرمین به ویژه در سده پنجم هجری به شمار می‌آید.

واژگان کلیدی: ناصر خسرو، سفرنامه‌های فارسی، حرمین شریفین، تاریخ حج، سده پنجم هجری

https://ganjineh.kateban.com/post/4820

@Kateban
خواندن کتیبه بیستون و کشف منشور کوروش توسط
🔸خواندن کتیبه بیستون و کشف منشور کوروش توسط راولینسون در زمان قاجار
🔹فاطمه قاضیها

سِر هِنری راولینسون Sir Henry Rawlinsons افسر ارتش کمپانی هند شرقی بریتانیا ، سیاستمدار و دانشمند بود، از طرف این دانشمند انگلیسی دو خدمت مهم به تاریخ و فرهنگ ایران صورت گرفت، اول، کشف الفبای میخی و خواندن کتیبه بیستون است . راولینسن به زبانهای باستانی علاقه داشت و اوستا را به زبان پهلوی خوانده بود، ولی شغل رسمي او افسری ارتش بود. در ۱۸۲۵ میلادی (۱۲۵۰ هجری قمری زمانی که هنوز فتحعلی شاه زنده بود)راولینسون که بیست و پنج سال داشت مستشار نظامی بهرام میرزا پسر فتحعلی شاه والی کرمانشاه بود و از این فرصت بی مانند استفاده کرد و با همت وشجاعت و پشت کار، کوه عظیم بیستون راکه به سان دیوار بر جاده بین کرمانشاهان و همدان عموداست و کتیبه ای به ارتفاع شصت متر از سطح زمین بر آن کوه کنده شده،با چوب بست ونردبان با زحمات طاقت فرسا وشکیبائی بسیار وعدم توجه به خطر سقوط در ظرف سه سال توقف در کرمانشاه توانست کتیبه را با مداد و کاغذ نسخه برداری کند. سپس اولین قسمت کتیبه را به الفبای میخی (نام داریوش و خشایارشا) در ۱۸۳۷ میلادی کشف کرد. ترجمه کامل متن کتیبه بفرس قدیم در ۱۸۴۶میلادی ( ۱۲۶۳هجری قمری که آخرین سال پادشاهی محمد شاه بود) توسط انجمن همایونی آسیائی منتشر کرد.
ده سال بعد در ۱۸۵۶ میلادی (۱۲۷۳ هجری قمری در حکومت ناصرالدین شاه) راولینسون توسط يك نوجوان کرد از متن کتیبه به زبان بابلی نسخه برداری کرد و با توجه به اینکه زبان بابلي نزديك به زبان عبری و سامی است توانست آنرا نیز بخواند.
کشف الفبای میخی و قرائت کتیبه بیستون اطلاعات تاریخی را دگرگون کرد. تا آن زمان تاریخ ایران پیش از دوره ساسانی از شاهنامه فردوسی اخذ می شد و پس از انتشار متن کتیبه بیستون ، سلسله هخامنشی و اشکانی جای داستانهای شاهنامه را در کتب تاریخی گرفت .
هنری راولینسون، يك خدمت مهم دیگر نیز به تاریخ و فرهنگ ایران کرد. در ۱۸۷۷ میلادی (۱۲۹۹ هجری قمری و باز هم در سلطنت ناصرالدین شاه) روسیه به کشور عثمانی حمله کرد - عثمانيها علیرغم مقاومت و رشادت ناگزیر تسلیم شدند. این جنگ که تقریبا دو سال بطول انجامید بطور غیر مستقیم دو نتیجه برای ایران داشت. یکی این بود که در آن تاریخ هنری راولینسون به عنوان عضو هیئت امناء و رئیس موزه بریتانیا در لندن ، به هرمز رسام مسیحی که در بین النهرین مشغول کاوش بود دستور داد که بدون فوت وقت هر چه از کاوش بدست آمده به لندن بفرستد،زیرا می ترسید روسها بین النهرین را تصرف کنند و آنچه از حفريات بابل بدست آمده به یغما ببرند. اتفاقا در همان موقع هرمز رسام استوانه کورش کبیر مورخ ۵۳۹ قبل از میلاد را در معبد مردوك پیدا کرده بود ،یعنی استوانه حاوی اعلامیه کورش کبیر که راجع به حقوق بشر است را برای هنری راولینسون فرستاد. وقتی استوانه به نظر هنری راولینسون رسید اعلامیه کورش کبیر را که به زبان بابلی وبه خط میخی است خواند و به انگلیسی ترجمه کرد و در ۱۸۸۰ میلادی (۱۲۹۸ هجری قمری) در مجله انجمن همایونی آسیائی منتشر نمود و حسن پیرنیا (مشیرالدوله ) ترجمه آنرا به فارسی در تاریخ ایران باستان در ۱۹۳۲ میلادی مطابق ۱۳۱۱ هجری خورشیدی طبع و منتشر کرد. استوانه مذکور از ۱۸۸۰ میلادی تاکنون در موزه بریتانیا برای ملاحظه پژوهندگان و مورخان جهان عرضه شده است و قالب مثالی آن بعنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر در کاخ سازمان ملل در نيويورك قرار دارد. .[البته اصل استوانه دوبار برای عرضه در نمایشگاه به ایران آورده شده و سپس به موزه بریتانیا بازگردانده شده است، یک بار قبل از انقلاب و یکبار بعد از انقلاب].
راولینسون به مدت یکسال وزیر مختار بریتانیا در ایران بود.
منبع : عیسی صدیق ، یادگار عمر، ج۴ ،تهران ، ۱۳۵۶ ، وزارت فرهنگ و هنر، صص۶۱-۶۴

https://ghaziha.kateban.com/post/4818

@Kateban
اشاره ای به فعالیت زنان در جنبش مشروطیت
🔸اشاره ای به فعالیت زنان در جنبش مشروطیت

🔹فاطمه قاضیها

شماری از زنان روشنفکر ایرانی، در جریان جنبش مشروطیت با رهبری مردان درافتادند و در مقابل عناصر محافظه کار ایستادند. زنان گرچه خود حامیان نیرومند مجلس بودند، اما در همان حال ناتوانی مجلس را در حل مسائل اقتصادی تاب نیاوردند و نمایندگان را به باد انتقاد گرفتند و خواستار فرصتی به منظور شرکت در اصلاحات ملی گردیدند. همچنین طی سال های (۱۲۸۸ -۱۲۹۰ ) درخواست های دیگری را پیش کشیدند و مثلا حق طلاق را که در دست مردان بود و مسأله چند زنی یا تعدد زوجات را به شدت مورد انتقاد قرار دادند و بر اصلاح آنها تأکید ورزیدند. قابل توضیح است که برخی از مردان روشنفکر نیز از جمله روزنامه نویسان و شاعران و نمایندگان مجلس از حقوق زنان در این دوره حمایت کردند. «دهخدا» با مطالب طنزآمیز خود در روزنامه «صوراسرافیل» و «ایرج میرزا» با شعرهای خویش از حقوق زنان دفاع به عمل آوردند. همچنین مقالاتی در روزنامه های «حبل المتین» و «مساوات»و «ایران نو»، چاپ و منتشر شدند که بر همبستگی مردم با زنان پا می فشردند و بالاخره کسانی از مجلسیان چون «وکیل الرعایا» و «تقی زاده»حمایت های خود را نسبت به زنان مبذول داشتند. زنان معترض ایرانی خود همواره در جنبش مشروطیت دخالت مؤثر داشته اند، چندان که اعتصاب ها را امکان پذیر ساخته و از لحاظ مالی و اخلاقی به مشروطه خواهان امداد رسانیده اند و از ایشان در برابر نیروهای شاه، دفاع کرده اند. برای نمونه، در ۱۲۸۴ ه.ش، که علمای دینی درحضرت عبدالعظيم متحصن شدند، زنان برای مصون نگاه داشتن ایشان از شر نیروهای مسلح دولتی، موانعی انسانی به وجود آوردند. همچنین در تابستان ۱۲۸۵ ه.ش که ایرانیان ملی گرا در باغ سفارت انگلیس به بست نشستند، چندین هزار زن کوشیدند که به اعتصاب کنندگان بپیوندند، اما مقامات انگلیسی مداخله کردند و مانع مشارکت ایشان شدند. علاوه براین، پس از امضای فرمان مشروطیت در م۱۹۰۶، زنان فعالیت خود را تشدید کردند و در زمینه های سیاسی و اقتصادی، مخصوصا تاسیس بانک ملی و تحریم منسوجات خارجی، سخت کوشیدند.
زنان ملی گرای ایرانی همچنین در جنبش حمایت از کالای بومی و عدم خرید منسوجات وارد شده اروپایی مشارکت کردند. این اقدام زنان به جنبش زنان هندی می مانست که در همین دوره، کالاهای انگلیسی را تحریم کرده بودند. این اعتقاد در ایران وجود داشت که تحریم منسوجات اروپایی، ملت را از وابستگی به مولدان و سوداگرن اروپایی رها خواهد ساخت. بنابراین، دانش آموزان مدارس با غرور به پوشیدن لباس های بومی همت گماردند و زنان در تبریز طی اجتماعی، ضمن تحریم کالای بیگانه از مردم خواستند که برای مدتی لباس های کهنه خود را بپوشند و امیدوارانه به تولید منسوجات داخلی چشم بدوزند. ....
منبع : ر.ک. ژانت آفاری،انجمنهای نیمه سری زنان در نهضت مشروطه، ترجمه ، دکتر جواد یوسفیان،تهران ، کتابسرا، بهار ۱۳۷۷ . صص۱-۱۳

https://ghaziha.kateban.com/post/4817

@Kateban
میرزا تقی خان امیر کبیر فاطمه قاضیها بی
🔸میرزا تقی خان امیر کبیر
🔹فاطمه قاضیها

بی هرگونه مبالغه ای باید پذیرفت که اگر ناصرالدین شاه ناجوانمردانه و بی دلیل فرمان اعدام امیرکبیر را ، پس از سالها خدمتگزاری به ایران صادر نکرده و دست خود را به خون یکی از معدود خدمتگزاران صدیق ایران نیالوده بود، و نیز اگر امیرکبیر در مقام خود سالها باقی می ماند، به یقین، امیرکبیر، ایران عصر قاجاری را که همچنان در دوران قرون وسطی متوقف گردیده بود، با حسن سیاست و واقع بینی و ایران دوستی، به شاهراه ترقی و تعالی هدایت می کرد، و در نتیجه مورخان، تاریخ یک صد و پنجاه ساله اخیر ایران را به صورتی دیگر رقم می زدند . نه ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه برای سفرهای بی ثمر خود به اروپا، دار و ندار ایران را نزد بیگانگان گرو می گذاردند و نه در این سفرها آبروی ایران و ایرانی را بر باد می دادند، و نه ناصرالدین شاه به دست میرزارضای کرمانی به قتل می رسید ...، و چه بسا امیر کبیر سالها پیش از انقلاب مشروطیت (۱۳۲۶ ه. ق./ ۱۹۰۶ م.)، ایران را به دوران حکومت قانون رهبری کرده بود، و نیز شاید در غرب آسیا کشوری همچون ژاپن به وجود آورده بود.
منبع: ج.م. برگزیده ها: امیرکبیر (حدود ۱۲۲۲ - ۱۲۶۸ ه.ق )،نشریه ایران شناسی ،سال هشتم، تابستان ۱۳۷۵ - شماره ۲ ،صص۴۰۲ تا ۴۰۸ .

https://ghaziha.kateban.com/post/4816

@Kateban
شاعری به نام شاپور قاجار پسر فتحعلی شاه
🔸شاعری به نام شاپور قاجار (پسر فتحعلی شاه )
🔹فاطمه قاضیها

شاپور از فرزندان بزرگ فتحعلی شاه ،اسمش شيخعلی میرزا، لقبش شیخ الملوك. ولادتش در رجب سال ۱۲۱۰ و رحلتش در سال ۱۲۶۳ بوده است و بیشتر عمر را حاکم ملایر و تویسر کان بوده است و هردو ملک را آباد کرده است. خط نستعلیق او خوب ،ماهر در علم موسیقی،دارای طبع شعر و به خوشدلی و پاک طینتی مشهور بوده است.
ملك زاده ای است باذل وصاحبدل ودر فنون سپاهیگر ی کامل . در سنه ۱۲۲۴ ه.ق. که حضرت ایشان به امر شاه با سپاه مأمور سفر شيروان شد، بعد از اتمام کار محوله و گوشمال از سپاه روسیه، بعدا به تبریز آمد و در اوقات دو روزۀ توقف در این شهر، مؤلف نگارستان را احضار نمود، و بعدا مولف نگارستان نوشت ،"
در حقیقتَ مِلکی را به صورت انسان مجسم دیدم و افزون بر اخلاق نیک ارادتش بود نسبت به حضرت نایب السلطنه (عباس میرزا )"
به محض روی کار آمدن محمدشاه او مانند سایر برادرانش به زندان افکنده شد. شیخعلی میرزا در بین فرزندان فتحعلی شاه به سادگی بلکه ساده لوحی معروف بوده است ، در باره سادگی وی به همراه شهوترانی و خام طمعی حکایت بسیار شیرینی در خصوص عاشق شدن وی بردختر شاه پریان و افتادن او در دام شیادی دغل کار در تاریخ نو جهانگیر میرزا (به تصحیح عباس اقبال آشتیانی، انتشارات علمی،۱۳۲۷ ش)ص۵۳ آمده که ظاهرا ساخته و پرداخته محمود میرزا برادر اوست.
این شاهزاده چهل و شش فرزند داشت: بیست و پنج پسر و بيست و يك دختر.طبعا چنین کثرت اولادي مستلزم داشتن حرمسرای عریض و طویل با گله ای از زنان زیبا بوده و شگفت است که با داشتن چنین حرمسرای پر و پیمان و متنوعی، باز وی از همجنس بازی دست بر نمی داشته ...
به هر حال در جلد ۱ ص۷۱ مجمعع الفصحا چنین آمده است: سالها در آن ولایت (ملایر و پری ) به عیش و عشرت و لهو و لعب پرداخت تا اینکه در آغاز دولت محمدشاه بعد از رهایی از زندان، از حکومت ممنوع و به كنجي آر میده به طاعت یزدان و دعای سلطان پرداخت تا در گذشت، چه آرمیدنی و چه دعایی؟!
این دو شعر از اوست:
هر تیر ستم که از کمان جست // پر سید نخست از دل ما
آمدم تا که ز دام تو رهانم دل را // او رها ناشد و من نیز گرفتار شدم

منبع:سید احمد دیوان بیگی شیرازی،حدیقه الشعرا(ادب و فرهنگ در عصر قاجار)، تصحیح و تکمیل و تحشیه، دکتر عبدالحسین نوائی، ۱۳۶۴ - ۱۳۶۶،تهران ،انتشارات زرین، ج۲، صص۸۱۷-۸۱۹


https://ghaziha.kateban.com/post/4815

@Kateban
دعوت محمد علی میرزا ولیعهد مردم آذربایجان را
🔸دعوت محمد علی میرزا ولیعهد مردم آذربایجان را به خروج از تحصن و انتخاب نماینده مجلس با اعلان عفو عمومی
🔹فاطمه قاضیها

بعد از صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه، به ایالات و ولایات خود شاه برای انجام انتخابات و تشکیل مجلس شورا دستخط صادر کرد.، چون تبریز ولیعهد نشین بود حکم آذربایجان را به ولیعهد محمدعلی میرزا ارجاع داد وسپس ولیعهد هم خطاب به مردم آذربایجان اعلان نمود ، به شرح ذیل:
سواد دستخط ، مظفر الدین شاه
به توسط ولیعهد به اهالی مملکت آذربایجان . تشكيل مجلس شورای ملی و نظامنامه آن را به شما اجازه و مرحمت فرمودیم . و کالای شهر تبریز و سایر ولايات به طهران بیایند و به ترتیبات کار مشغول بشوند و نسبت به عموم متحصنين قونسولگري عفو عمومي شامل خواهد شد.
سواد حکم ولیعهد محمد علی میرزا
اولا از طرف قرین الشرف بند گان اعليحضرت اقدس شاهنشامي أرواحنا فداه و از طرف خودم به این اشخاصی که در قونسولخانه و مسجد متحصن هستند اطمینان می دهم که در بارۀ آنها عفو عمومی خواهد شد و مطلقا در ازای این اقدامات آنها مزاحمتی از طرف حکومت و غیره نخواهد شد. .
دوم - مجلس شورای ملی را به طوری که بندگان اعليحضرت اقدس هما یونی به ملت اعطاء و مرحمت کرده من هم تصديق دارم و اجراء خواهم نمود و به ولایات جزو هم اعلام خواهد شد.
سیم - برای اعطای مجلس شورای ملی که اساس آبادانی و ثروت و ترقي دولت و ملت است عموم رعيت چه در شهر تبر یز چه در ولایت مملکت آذر بايجان چراغان بکنند.
چهارم - در تعيين انتخاب وکلا هم به زودی قراری بدهند که وکلای تبریز و سایر ولايات معین شده روانه طهران شوند (دستخط وليعهدو امضای او حکم را) | این چهار فصل که نوشته شده صحیح است.پنج شنبه هشتم شعبان ۱۳۲۴
***
لازم به توضیح نیست که همین ولیعهد صاحب دستخط فوق، بعدا که به شاهی رسید،چگونه با همکاری روسها مشروطه طلبان را سرکوب نمود، ولی به شکست و تبعیدش منجر گردید.
ر.ک. ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام سعیدی سیرجانی، نشر پیکان ،۱۳۷۶ ، ص۶۲۷


https://ghaziha.kateban.com/post/4814

@Kateban
لباس زن ایرانی به روایت مادام وولفسن نویسنده
🔸لباس زن ایرانی به روایت مادام وولفسن نویسنده روسی در واپسین سالهای حکومت قاجار
🔹فاطمه قاضیها

لباس زن ها در ایران خیلی تماشائی است . اگر بر حسب اتفاق شخص بتواند در اندرون و حرمسرای یکنفر ایرانی متمول ورود کند، مثل این است که بدون انتظار به يك صحنه بالت و مجلس رقص ورود کرده باشد
پیراهن حریر الوان تا بالای زانو - چندشلينه کوتاه و شلیته روئی معمولا از حریر وکنار آنرا یراق طلا دوخته اند - نیم تنه مخمل بی آستین زر دوزی شده - جوراب ساقه بلند رنك بدن یا آسمانی - بك جفت نعلين الوان ساده و سبك. كلیه لباس یكنفر خانم و یا خانم دخترایرانی در خانواده متمول و مستطیع همین است و بس .
توالت سرزن های ایرانی هم عبارت است از این که از زیر دستمال حریر لطيف الوان زردوزی که بطرز مخصوصی بسر بسته اند گیسوان ریزبافت بلند زیادی که غالبا به مچ پا می رسد آويخته اند.
زن ایرانی هم تزیینات مختلفه از قبیل جواهرات وطلاآلات را دوست می دارد و بیشتر به النگو های مرصع علاقمند می باشد . با مختصر حرکت دامنه های شلیته بلند شده و طوری جلوه می کند مثل این که همین الان وجیه شرقی شروع به رقص خواهد کرد .
زنهای دهات و فقیر ایران دیگر این تجملات را ندارند و همین مد لباس را از پارچه های خشن تهیه کرده می پوشند و بواسطه عدم استطاعت جوراب بلند هم نمی توانند پا کنند و پاهای آنها از زانو به پائين همیشه برهنه است .
این طرز لباس زنانه تقریبا از چهل سال قبل در ایران معمول شده و راجع به رواج آن هم روایات مختلف است . اما بعضی ها میگویند در آن عصر یکی از شاهزاده خانم ها فوق العاده وجیهه بوده و تن و بدن خیلی قشنك و متناسب داشته و برای نمایاندن آن مخصوصا لباس رقاصه های اروپا را اختیار کرده بعد رفته رفته این لباس عمومیت یافته است.
پاره ای می گویند سفر اول که ناصرالدین شاه مرحوم به اروپا رفت و مجالس رقص و البسه رقص زنهای اروپائی را دید بقدری لذت برد که به محض مراجعت از اروپا به كلیۀ زنهای اندرون خود حکم داد که عموما از همان لباسها تهیه کرده بپوشند. ولی تابلو های تاریخی نقاشان و استادان صورت ساز ایران این طور نشان می دهد که البسه سابق زنان ایرانی این شکل نبوده و با لباس بلند زنهای اروپائی امروز چندان فرقی نداشته و در تابلو ها مخصوصا زنهای ایرانی با لباس های بلند و شکیل دیده می شوند و ایرانیان سالخورده و قدیمی هم که دورۀ گذشته را بخاطر دارند این موضوع را تصدیق مي کنند.
اما بدتر کیب تر از لباس خارج از خانه زن ایرانی لباسی نیست:
آن لباس سبك و قشنك وحركات مقبول و موزون زن ایرانی را که یك ساعت قبل در اندرون دیدیم بکجا رفت و چه شد؟
وقتی زن ایرانی می خواهد از خانه خارج شود اولا یك شلوار بسیار گشاد سیاه یا آبی رنك که جوراب هم دارد به پا میکشد و ثانیا خودش را با کمال دقت میان یك لفافۀ فراخ سیاهی که اسمش را چادر گذاشته پنهان می کند.
زنهای متموله چادر مشگی یا سرمه ای ابريشمين و فقرا معمولا کرباس رنك گرده سر میکنند و بعلاوه صورت خود را نیز بوسیله روپوش سفید (روبنده) می پوشانند ،این روپوش زنهای ایرانی وال و سفید و لطیف نیست که زن های اروپائی بصورت انداخته وزیبا تر جلوه می کنند بلکه یك تخته باريك چلوار (چهلیارد ) یا ململ است که به سر می کشند و برای جای چشم آن هم سوراخهای متعددی دوخته اند، به،همین جهت هم امراض گوناگون چشم بین زنهای ایرانی فراوان است و بعلاوه در ایام گرم و سوزان تابستان زنها با این چادر ها فوق العاده در زحمت هستند زن ایرانی با این شکلی که در کوچه حرکت می کند و هیچ کس نمی فهمد که میان این لفاف سياه جوان است یايير - زشت است یا خوبرو؟
میان این لفافه ها عموما مساوی هستند و این موضوع بیشتر به منفعت زن های بدتر کیب و زشت رو تمام می شود.


https://ghaziha.kateban.com/post/4813

@Kateban
چند تصحیف در سفرنامه ناصر خسرو احمد خامه
🔸چند تصحیف در سفرنامه ناصر خسرو
🔹احمد خامه‌یار

سفرنامه ناصر خسرو، کهن‌ترین و مهم‌ترین سفرنامه فارسی است و درباره اهمیت آن، نیازی به سخن گفتن بیش از این نیست. پس از انتشار نخست سفرنامه به تصحیح شارل شفر، خاورشناس فرانسوی، شماری از پژوهشگران ایرانی همچون محمود غنی‌زاده، محمد دبیرسیاقی و نادر وزین‌پور، عمدتاً بر اساس دو نسخه خطی بسیار متأخر آن در پاریس و نسخه متأخر دیگری در لندن (کتابت شده در اواخر سده سیزدهم قمری) و بدون تلاش چندانی برای شناسایی یا دستیابی به نسخه‌های کهن‌تری از این سفرنامه، به تصحیح و چاپ چند باره آن اقدام کردند. ناشناختگی نسخه‌های قدیمی‌تر این سفرنامه، حتی برخی از نویسندگان را به تشکیک در اصالت و ادعای جعلی بودن آن واداشت.
با این حال، آقای محمدرضا توکلی صابری، که پیش‌تر نیز سفرنامه خود را بر مبنای پیمودن مسیر سفرهای ناصر خسرو به عنوان سفر برگذشتنی (تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1397) منتشر کرده بود، به تازگی چاپ و تصحیح جدیدی از سفرنامه ناصر خسرو، بر اساس دو نسخه خطی قدیمی‌تر، یکی در مدرسه ندوة العلماء شهر لکنهو، مورخ سال 1006ق، و دیگری در کتابخانه بریتانیا، مورخ سال 1102ق، منتشر کرده است. این چاپ، چنانکه مصحّح نیز در مقدمه خود به طور مبسوط نشان داده، بسیاری از اشتباهات چاپ‌های قبلی را برطرف ساخته است؛ از این‌رو باید آن را بهترین چاپ از سفرنامه ناصر خسرو به شمار آورد؛ هرچند خالی از هر گونه نسخه بدل در پاورقی است.
نگارنده این سطور، پیش از انتشار تصحیح جدید سفرنامه، نگارش یادداشتی را درباره برخی از تصحیفات اسامی اعلام و اماکن در چاپ‌های قبلی آن آغاز کرده بود که موفّق به تکمیل آن نشده بود. اما انتشار چاپ جدید سفرنامه، بهانه‌ای را دست داد تا با مقایسه و تطبیق آن با چاپ‌های قبلی، این یادداشت را تکمیل کند.

کویمات
در دو تصحیح غنی‌زاده (ص16) و دبیرسیاقی (ص19) از سفرنامه ناصر خسرو، در بیان شهرهای واقع در طول مسیر در منطقه شام آمده است: «... از آنجا [معرة النعمان] به کویمات شدیم و از آنجا به شهر حَماة شدیم.» در نسخه بدل نیز به جای کویمات، کلمه «کوماب» ضبط شده است. برای نگارنده واضح بود که کویمات یا کوماب، باید تصحیف «کَفَرطاب» باشد که شهری کهن در شمال حماه، در حد فاصل میان این شهر و معرة النعمان بوده و امروزه جز ویرانه‌هایی از آن باقی نمانده است. در تصحیح آقای توکلی صابری (ص165)، نام این شهر به صورت «کفرتاب»، تصحیح شده است.


https://ganjineh.kateban.com/post/4812

@Kateban
دوره رکود وتقليد يا دوره تبيين واستحکام محمدباقر
🔸دوره رکود وتقليد يا دوره تبيين واستحکام
🔹محمدباقر ملکیان

در کتاب‌هایی که درباره تاریخ فقه شیعه نوشته شده (که البته با اشکالات متعدّدی چه از لحاظ ساختار، چه محتوا، و چه نگاه تاریخی مواجه است) از دوره صد ساله پس از شیخ طوسی تا عهد مرحوم ابن ادریس حلی، به دوره رکود فقه شیعه و یا دوره مقلّدین شیخ طوسی یاد می‌شود1. این مطلب، در بسیاری از کتب تراجمی که به زندگانی این ادریس پرداخته‌اند نیز تکرار شده است.
اما به نظر می‌رسد تعبیر «تقلید» و یا «رکود» برای این دوره، از سوئی، نگاه نادرست به تاریخ فقه، و ازسوئی، کم لطفی در حقّ فقهاء و زعمای علمی شیعه در این دوران است. توضیح این که:
محمّد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی و شیخ الطائفه، پایه گذار تحوّلات شگرفی در حوزه مطالعات شیعی است. پیش از او، فقه تفریعی و فرضی، در بین شیعه جایگاهی ندارد، و از این جهت، اهل سنّت، فقه شیعه را فقهی کم توان در پاسخ به فروعات فقهی تلقی می‌کنند، و شیعه را به این سبب نکوهش می‌نمایند. اما شیخ طوسی، در پاسخ به این کنایه و تعریض ها، دست به قلم می‌برد و با نگارش کتاب «المبسوط فی فقه الإمامیة» توانائی بالای فقه شیعه در مواجهه با فروعات فرضی را در مقام عمل اثبات می‌کند2.
یا پیش از او در حوزه‌های شیعی، مباحث اصولی به صورت کتابی مستقل و مفصّل و در عین حال جامع، تدوین نشده است، و این شیخ الطائفه است که با نگارش کتاب «العدّة فی أصول الفقه» حوزه‌های علمیه شیعه را وامدار خود می‌کند.
در حوزه حدیث و علوم حدیث نیز با تألیف «تهذیب الأحکام» و «الاستبصار فیما اختلف من الأخبار» روایاتی را نقل می‌کند که اگر این تلاش او نبود، امروزه از بسیاری از آنها اثری نبود. و....
در اینجا نمی‌خواهم وسعت فعّالیت‌های علمی شیخ را شرح دهم و یا از آراء و اندیشه‌های شیخ طوسی دفاع کنم، اما این مقدّمه را نوشتم تا بگویم دوره شیخ طوسی، دوره‌ای است با انبوه فعّالیت‌های علمی، که بسیاری از آنها بی سابقه است. طبیعتاً ماندگاری این فعالیت‌های نوپا و گسترده، نیازمند تلاش هائی مضاعف است، تلاش هائی که ممکن است اسم و رسمی فاخر برای مجاهدان این عرصه درپی نداشته باشد. اما اگر نبود این تلاش ها، که ما از سر کم لطفی و بی اطّلاعی، از آنها به تقلید تعبیر می‌کنیم، امروزه خبری از فعّالیت‌های شیخ طوسی در حوزه‌های علمیه نبود، آن گونه که خبر چندانی از پدر شیخ صدوق و ابن ولید و بسیاری دیگر نیست.
تلاش‌های صد ساله علمای این دوره، که گاه در قالب تدریس کتب شیخ طوسی، گاه در قالب شرح و توضیح اش، و گاه در قالب استنساخ و قرائت و اجازه آثار اوست، سبب ماندگاری مدرسه فکری و بسیاری از آثار ارزشمند شیخ طوسی شد، هرچند این تلاش‌های مخلصانه، عملاً شهرت چندانی برای مجاهدان در پی نداشت، و امروزه از بسیاری از آنان جز نامی (آن هم فقط در ضمن یک اجازه، یا ظهر یک نسخه) باقی نمانده است.
این گونه فعّالیت‌های فکری که برای ماندگاری یک نگاه و یک مدرسه فکری است، در حوزه‌های علمیه شیعه نمونه‌های فراوان دارد، مثل کارهائی که علمای حلّه در ترویج مدرسه فقهی حلّه (و در رأس آن محقّق حلّی و علامه حلّی) انجام دادند. یا تلاش هائی که علمای اخباری در ترویج اندیشه‌های امین استرآبادی انجام دادند، و اندیشه او را به یک مدرسه فکری تبدیل کردند. ویا نمونه مخالفش، کاری که شاگردان وحید بهبهانی (همانند میرزای قمی، شیخ جعفر کاشف الغطاء، سید مهدی بحر العلوم، سید علی طباطبائی صاحب ریاض، و...) برای مقابله با مدرسه اخباریه انجام دادند، و در عمل، مدرسه مستحکم اصولی ای در دوره متأخّر برای شیعه تأسیس کردند.
ملخّص کلام آن که در شکل گیری مدارس فکری، علاوه بر مؤسّس یا مؤسّسین اش، بایدتأیید و تلاش‌های طبقات بعدی را در نظر گرفت، و این تلاش‌ها را در حد و اندازه تقلید از مؤسّسین فرونکاهید؛ والحمد لله ربّ العالمین.


https://malekian.kateban.com/post/4811

@Kateban
مدرسه نیم آورد نمونه ای از معماری آموزشی
🔸مدرسه نیم‌آورد: نمونه‌ای از معماری آموزشی دوره صفوی، تک افتاده در میان اصفهان کهن
🔹علی مشهدی رفیع

مدرسه نیم‌آورد از مدارس دینی اواخر دوره صفوی است كه به سفارش و تشویق زینب بیگم، توسط همسرش، امیر محمد مهدی حكیم الملك اردستانی ساخته شده است و چون در محله نیم‌آورد اصفهان قرار گرفته به این نام خوانده می شود. این زوج، بناهای عام المنفعه دیگری نیز در اصفهان ساخته‌اند كه از آن جمله می توان به مدرسه كاسه‌گران اشاره كرد.
شاردن

، سیاح فرانسوی، كه در زمان شاه عباس دوم از اصفهان بازدید كرد، در بخشی از سفرنامه خود درباره محله نیم‌آورد می نویسد :

«میان این محله گود نسبتاً بزرگی به نام گود نیماورد است و بالاتر از آن كاروانسرای فیل و كوچه موتابان و سپس قصر و مدرسه میرزا قاضی شیخ‌الاسلام و بعد خانه ابراهیم سلطان كچیباتی است.»

گود نیم‌آورد هنوز هم به همین نام خوانده می شود و مدرسه در محل این گود بنا شده است. اما درباره تاریخ ساخت آن اطلاع دقیقی در دست نیست و در هیچ یك از كتیبه های مدرسه، تاریخ اتمام بنای ساختمان آن ذكر نشده است. با اینحال با توجه به تاریخ احداث مدرسه كاسه‌گران (سال ١١٠۵ ه‌ق) می‌توان گفت كه احداث مدرسه نیم‌آورد و بهره‌برداری از آن مصادف با اواخر سلطنت شاه سلیمان و سالهای ابتدایی حكومت شاه سلطان حسین صفوی بوده است.
میر‌ سید ‌علی جناب اصفهانی در كتاب الاصفهان، وسعت مدرسه را ۴٥ × ۴٥ ذرع و تعداد حجره های آن را ٦١ عدد ذكر می‌كند. اما در بنای كنونی مدرسه كه دو طبقه است، ٧٨ حجره دیده می شود و علاوه برآن ذكر عدد فرد برای تعداد حجره‌ها تا حدودی غیر معمول است. پس یا عدد ذكر شده در كتاب الاصفهان ناشی از خطای شمارش است و یا اینكه ساختمان مدرسه محتملاً سابقه تجدید بنا یا اضافه شدن ملحقاتی را دارد.
علاوه بر حجره ها، مدرسه دارای یك مدرس است كه در روبروی در ورودی قرار دارد و دو ایوان نیز در دو ضلع دیگر بنا دیده می شود. این ایوانها را برای تدریس در نظر گرفته اند و در هنگام اوقات شرعی از ایوان سمت قبله برای اقامه نماز استفاده می شود. در زمان شاه سلطان حسین صفوی در این ایوان محرابی ساخته شده كه مفصل‌ترین بخش تزئینات مدرسه را دارد.
در وسط حیاط مدرسه حوضی وجود دارد كه در چهار طرف آن به شیوه معمول باغ های ایرانی چهار باغچه برای گلكاری و درختكاری در نظر گرفته شده است.
ساختمان مدرسه، تزئینات كاشیكاری و گچبری فراوانی دارد و در برخی جاها با گچهای رنگارنگ نوعی گچبری معرق ترتیب داده‌اند كه حاصل خلاقیت استادكاران اجراكننده تزئینات است و نمونه آن در دیگر بناهای عصر صفوی اصفهان دیده نمی شود.


https://rafi.kateban.com/post/4810

@Kateban
عریضه انقلابیون به مظفرالدین شاه چند روز قبل
🔸عریضه انقلابیون به مظفرالدین شاه چند روز قبل صدور فرمان مشروطه
🔹فاطمه قاضیها

در جریان انقلاب مشروطیت زمانی که طبقات مختلف مردم در سفارت انگلستان تجمع کرده و چادرهایی برای اقامت گروههای مختلف در آنجا نصب کرده بودند ، لحظه به لحظه تعداد آنها افزایش می یافت، در روز ۲۷ جمادی الاول ۱۳۲۴ ،توسط مبارزان، اعلانی باژلاتين طبع شد، از چادر مخصوص که جز معدودی در آن نبودند بیرون آمد، یکی از آنها در پاکت گذارده شده برای مظفرالدین شاه فرستاده شد که صورت آن از این قرار است .
عريضه ملت حضور اعليحضرت بندگان شاهنشاه
مظفرالدین شاه خلدالله ملکه
بشرف عرض مقدس بند گان اعليحضرت اقدس شاهنشاه جمجاه اسلام پناه خلدالله مملكته وسلطانه میرساند - نظر بكلمة طيبة رضویه ثامن الائمه صلوات الله علیه که فرمودند(السلطان ظل الله یاوی الیه کل مظلوم) دعا گویان اصالة از طرف خود و وکالة از طرف برادران ایمانی عرضه می داریم که دو سال تمام است علمای اعلام قبة الاسلام دارالخلافة ازدست ظلم و تعدی حکام جور به حضور مبارك ذات پاك اعليحضرت اقدس شاهنشاه متظلم شده ،استدعا نمودند که بساط عدل گسترده شود و این صفت عدل که بزرگترین صفات حضرت اقدس احدیت عز شأنه است وعلى الدوام مکنون خاطر مقدس آن پادشاه رؤف عطوف بوده، چنانچه دستخط آفتاب نقط بر طبق آن شرف صدور یافته و پر تو عکسش چون آفتاب جهان تاب به هر برزن و روزن تابیده اشاعه شود، خائنین دولت ابدمدت این عنوان عرض صحيح شایسته را به لباس ناشایسته بحضور مقدس وانمود داده اند و خاطر مبارك اعليحضرت اقدس را رنجه کردند. علمای اعلام و سایر رعایا را که تمام ناموس و عرض پادشاه اند،یاغی وطاغي قلمداده و اکابر علمای ملت را در ساحت پاك به فساد و سرکشی نسبت داده و رفته رفته کار را بجایی رساندند که جمعی از آل رسول و دوستان علی بن ابیطالب را به گلوله کشتند و در مسجد که خانه یزدان و محل امن و امان عبادالله است، علمای اعلام و زراری رسول را محاصره نموده و آب و نان بر روی آنها بستند و قرآن مجید را که شفیع عرض خود نموده بودند نشانه تير کردند وعلمای اعلام و ائمه جماعت را به تهمت از شهر بیرون و از وطن آواره نمودند، محض رفع شبهه کاریهائیکه خائنین دولت در ساحت طاهره اعليحضرت اقدس شاهنشاه نموده اند ،عرضه می داریم که استدعای رعایا که نوامیس و عیال پادشاه اند آنست که مجلس معدلتی که حاوی براجراء احكام قانون محمدی(ص) ومشتمل است بر حفظ نفوس و اموال و اعراض و ناموس و دماء مسلمين و امنیت دوستان محمد و آل محمد (ص) اقامه شود که اجزای آن اجرای احكام محمدی و فرمایشات پادشاه که تمام مأخوذ از قانون احمدی است، دانایان بطريقة شرع احمدی و امنای پادشاه که در درستی وراستی علی بن یقطین وقت و عقلای والامقام که تمام دولتخواه محمدی مذهب و علوی مشرب خداجو هستند باشند، تا احکام نازله از ساحت قدس ومقام احدیت حضرت پروردگار و قوانین وارده در قر آن را که تمام پاره تن و فلذه کبد رسول الله هست که خون مظلوم ابی عبدالله الحسين بجهت ابقای آن احکام ریخته شده است اجراء بدارند تا به ارادة نافذه ومشيت ماضيه ذات مقدس پادشاه این قانون احمدی وزاکون محمدی (ص) که سر بود تمام قوانین است، اليوم مندرس و از میان رفته است،جوانی از سر گیرد و چشم اسلام و اهالی محمدپرستان روشن و این گلخن ایران،گلشن در گلشن شود و مایه رشك سایردول گردد و قلب همایون که مظهر اتّم تامّ ذو الجلال حضرت قائم آل محمد از ملال وکلال است بیرون آید.باقی ایام دولت و قدرت و سلطنت مستدام باد.في بیست و هفتم جمادی الاول سنه۱۳۲۴ [۲۷/۴/۱۲۸۵ ]منبع : ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان ، ج۱ ، صص۴۳۳-۴۳۴. لازم به توضیح است که ۱۸ روز بعد از این درج این نامه، فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه صادرگردید.(۱۵ جمادی الثانی۲ ۱۳۲۴ = ۱۴ مرداد۱۲۸۵ ) و در تکمیل فرمان نیز قانون اساسی مشروطه در ۸ دی ۱۲۸۵ خورشیدی برابر با (۱۴ذیقعده ۱۳۲۴ قمری) به امضای مظفرالدین‌شاه رسید . مظفرالدین شاه که بیمار بود ده روز بعد از امضای قانون اساسی درگذشت.این قانون تا سال ۱۳۵۷ قانون اساسی ایران بود.

https://ghaziha.kateban.com/post/4809

@Kateban
جغرافیای واقدی یا مسالک و ممالک اصطخری احمد
🔸جغرافیای واقدی یا مسالک و ممالک اصطخری؟
🔹احمد خامه‌یار

در کتابخانه دولتی برلین، نسخه‌ای خطی از یک متن جغرافیایی فارسی به شماره Ms.or.3177 نگهداری می‌شود که در سایت کتابخانه برلین با عنوان «جغرافیای واقدی (؟)»، با قید علامت سؤال ـ که تردید در عنوان کتاب را نشان می‌دهد ـ معرفی شده است. ویژگی‌های ظاهری این نسخه به وضوح تعلّق آن را به حوزه شبه قاره نشان می‌دهد و از نظر هنری، نسخه‌ای نفیس و ارزشمند به شمار می‌آید. نسخه دارای 449 برگ و هر صفحه آن دارای هفت سطر و جدول‌کشی شده است. جلد نسخه از بیرون و درون آن لاکی و دارای نقاشی گل و بوته به سبک کشمیری است.
از میان صفحات نسخه، چهارده صفحه آن حاوی نقشه‌های جغرافیایی زیبا با رنگ‌های متنوّع، به سبک نقشه‌های موجود در نسخه‌های خطی مسالک و ممالک اصطخری است. موضوع نقشه‌های این نسخه عبارت‌اند از: دیار جزیره (برگ 15پ)، دریای محیط و دیار افریقیه و مغرب و اندلس (برگ 16ر)، دیار مصر (41پ)، خوزستان (118پ)، دیار کرمان (211ر)، بلاد سند و هند (230پ)، عراق عجم (269پ)، دیار طبرستان و دیلمان (284ر)، دریای خزر (302پ)، خراسان (367پ و 368ر) و ماوراء النهر (421پ و 422ر).
در بسیاری از صفحات نسخه، جای برخی از کلمات خالی، و صفحاتی از نسخه نیز به طور کامل سفید است که نشان می‌دهد نسخه اصلی دارای افتادگی‌ها یا پوسیدگی‌هایی بوده که خوانش کلماتی از آن را سخت و ناممکن ساخته است. بسیاری از اعلام و اماکن جغرافیایی به شنگرف کتابت شده است. پیش از آغاز متن کتاب (برگ 8پ)، دیباچه‌ای در برگ‌های 2پ تا 7پ وجود دارد که از سوی کاتب، به متن اصلی افزوده شده است. صفحه آغازین دیباچه و صفحه نخست متن کتاب، با دو سرلوح و کتیبه مذهّب و مرصّع زینت یافته است.



https://ganjineh.kateban.com/post/4808

@Kateban
نسخه هایی تازه یاب از تفسیر قرآن خواجه
🔸نسخه‌هایی تازه‌یاب از تفسیر قرآن خواجه عبداللّه انصاری در ترکیه و نجف. بخش نخست: دستور و واژگان فارسی در گویش هِرَوی
🔹مرتضی کریمی‌نیا

ابواسماعیل عبداللّه بن محمد بن علی انصاری هروی (۳۹۶ـ۴۸۱ ق) معروف به شیخ الاسلام یا خواجه عبداللّه انصاری از بزرگترین دانشمندان حنبلی خراسان است که در میان فارسی زبانان بیشتر به صوفی و زاهد معروف گشته است. او واعظ، محدث، مفسّر، و دانای تاریخ و انساب بود و در زمان خود تلاش بسیاری برای ترویج مذهب حنبلی در خراسان و به ویژه در زادگاهش هرات کرد. آثاری چند به عربی و فارسی از او بر جای مانده است که گاه دربارۀ اصالت برخی از آنها، به درستی تشکیک شده است. یکی از مهم‌ترین آثار منسوب به وی، تفسیر او بر قرآن کریم است که میبدی در آغاز کشف الاسرار خود اظهار می‌دارد که آن را مختصر و مجمل دیده، و لذا در قالبی جدید بسط و تفصیلش داده است. با این همه، متن اصلی تفسیر خواجه عبداللّه انصاری که اساس کار میبدی بوده، تاکنون ناشناخته باقی مانده است.

این مقاله، برای نخست بار، نسخه‌هایی تازه‌یاب از این تفسیر فارسی ـ عربی را در دو کتابخانۀ خلیل حمید پاشا (در اسپارتا، ترکیه) و کتابخانۀ حرم امام علی علیه السلام (در نجف اشرف) معرفی می‌کند، انتساب آن به خواجه عبداللّه انصاری اثبات می‌کند و ضمن معرفی ویژگی‌ها و روش تفسیری خواجه عبداللّه، به برخی از مهم‌ترین جوانب زبانی آن از جمله گویش فارسی هروی، واژگان کهن فارسی و نیز نحو هروی در این اثر می‌پردازد.

انتشار یافته در: مجلۀ آینۀ پژوهش، سال ۳۲، ش ۱، شمارۀ پیاپی ۱۸۷، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰، ص ۵-۶۲.



https://kariminia.kateban.com/post/4807

@Kateban
کشف تاریخ دقیق وفات بیضاوی مفسر ایرانی قرآن
🔸کشف تاریخ دقیق وفات بیضاوی، مفسر ایرانی قرآن از بیضاء فارس
🔹مرتضی کریمی‌نیا

نسخه‌ای از تفسیر انوار التنزیل بیضاوی اکنون در ارزروم (ترکیه) یافته شده است که کاتبش (عبدالصمد بن محمود بن عبدالصمد الفاروقی) آن را در جمادی الاولی ۶۹۲ هجری کتابت کرده است و در انجامۀ نسخه اظهار می‌دارد که مولف تفسیر، بیضاوی در کمتر از یک سال پیش، در شوال ۶۹۱ هجری در تبریز درگذشته است. این شهادت می‌تواند مشکل تاریخ وفات بیضاوی شیرازی را که سخت محل اختلاف است، حل کند. منابع مختلف تراجم اسلامی، تاریخ‌های ۶۸۵، ۶۹۱، ۶۹۲، ۷۰۸، ۷۱۰، ۷۱۶، و حتی ۷۱۹ هجری را سال وفات او ذکر کرده‌اند. نگاه کنید به مقالۀ من با عنوان «بیضاوی، عبدالله بن عمر بن محمد»، در دانشنامۀ جهان اسلام، ج ۵، سال ۱۳۸۰، ص ۲۱۸-۲۲۱.

متن انجامه در نسخۀ ارزروم چنین است:

تمّ المجلد الثاني من کتاب أنوار التنزیل وأسرار التأویل آخر مصنفات الإمام الأعظم المرحوم السعید الشهید قاضی قضاة المسلمین ووارث علوم الأنبیاء والمرسلین خاتم المجتهدین ناصر الملة والحق والدین أبي سعید عبدالله بن الإمام المعظّم المفتخر؟ إمام الحق والدین عمر البیضاوي قدس الله أرواحهما المطهرة وجزاهما عن الإسلام والمسلمین خیراً مع المجلد الأول علی یدي العبد المذنب الفقیر إلی رحمة الله تعالی عبدالصمد بن محمود بن عبدالصمد الفاروقي في أواسط جمادي الأولی لسنة اثنتین وتسعین وستمائة وقد انخرط المصنف سقی اللّه ثراه ورضي عنه وأرضاه في سلک الجواهر القدسیة بتبریز متعرّیاً عن جلباب الجسمیة في شوال لسنة إحدی وتسعین وستمائة أسال الله تعالی له الرضوان ولنفسی الرحمة والغفران والحمد لله حمداً یکافئ نعمه و یوافي مزیده وصلواته علی محمد وآله



https://kariminia.kateban.com/post/4806

@Kateban